الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

271

الغدير ( فارسي )

عمار ، اين اجتهاد چه معنى دارد ؟ ؟ . مقصودم از نصوص تنها اين گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نيست كه در روايت صحيح و ثابت و متواتر ( 1 ) آن جناب بعمار فرمود : « تقتلك الفئة الباغية » يعنى كشندهء تو دستهء ستمكارند ، و در لفظ روايت ديگر : « الناكبة عن الطريق » يعنى دستهء از كسانى كه از راه راست منحرفند ، هر چند همين سخن مجالى باقى نميگذارد براى اجتهاد در نيكو پنداشتن قتل او ، زيرا كشندهء او هر قدر قائل به تأويل باشد ، دشمنى بر عمار نموده و از راه راست منحرف شده ، و ما اجتهادى نميشناسيم كه عدوان را تجويز نمايد ! عدوانى كه عقل خود قباحت آن را ثابت دانسته و دين اقدس الهى هم در قبيح شمردن آن قانون عقل را پشتيبانى نموده است ، هر چند معاويه آن را تأويل يا رد نمود با گفتارش بعبد اللَّه بن عمر وقتى كه حديث نبوى را راجع بقتل عمار بمعاويه نقل كرد ، و عمرو بن عاص به او گفت : آيا سخن عبد اللَّه را نميشنوى ، معاويه گفت همانا تو پيرى احمق هستى كه پيوسته حديث نقل ميكنى و حال آنكه در ميان بولت شسته ميشوى يعنى از پيرى غرق در بول هستى ، آيا ما او را كشتيم ؟ جز اين نيست كه على و يارانش او را كشتند او را آوردند و در ميان نيزه‌هاى ما افكندند ! ( 2 ) و با اين گفتار ديگرش ( معاويه ) بعمرو بن العاص : اهل شام را بر من تباه نمودى : آيا هر چيزى كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيده اى آن را بازگو ميكنى ؟ ! عمرو گفت : من گفتم ، ولى علم بغيب نداشتم و نميدانستم صفين ( جنگ صفين ) دست ميدهد ؟ من هنگامى آن را گفتم كه عمار دوست متّبع تو بود و تو هم مانند من دربارهء او روايت كردى ! . .

--> ( 1 ) متواتر بودن اين حديث را ابن حجر در جلد 2 « اصابه » صفحه 512 و در جلد 7 « تهذيب التهذيب » ص 409 ذكر نموده . ( 2 ) تاريخ طبرى جلد 6 ص 23 و تاريخ ابن كثير جلد 7 ص 369 .